شيخ ذبيح الله محلاتى
22
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و در خبر است چون حوريه راه مىرود از خلخال پاى او صداى تسبيح شنيده مىشود و گردنبند او كه از ياقوت است مىخندد و از بند نعلين او كه طلا است آواز تمجيد مىآيد و بر هريك هفتاد حله است كه هريك برنگى است و با هريك هفتاد بوى خوش است كه هر بوئى بر خلاف ديگريست . و در ذيل آيه لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً از ابن عباس مرويست اهل بهشت در بهشت نورى مشاهده بنمايند چون نور آفتاب پس به رضوان مىگويند خداوند سبحان فرمود در بهشت آفتابى نيست پس اين روشنائى چيست رضوان گويد اين نور آفتاب و ماه نيست بلكه فاطمه عليها سلام و على عليه السّلام در مقام خودشان خنديدند اين نور دهان ايشان است . « 6 - العذراء » اين لقب شريف از القاب مختصهء فاطمهء زهراء است در مجمع البحرين است عذراء بر وزن حمراء دختر باكره را گويند لان عذرتها باقية ( نا ) صدف گوهر شبير و شبر * جفت حيدر سليل پيغمبر دختر مصطفى اگرچه زنست * شيرمردان برش چه نيم زنست زن اگر چند نيم مردانند * بر او مرد نيم زن دانند شير يزدانش گر نبودى مرد * زيست از مرد در جهان او فرد همتش ز اختران برشته كند * عصمتش بانك بر فرشته زند در جهان بود از جهانش ليك * جز بيزدان نبد سلام عليك از جهان ديده بر جهان داور * دوجهانش چه خاك و خاكستر آنكه جست از جهت فلك چه كند * آنكه رست از جهان فدك چه كند زين جهانى و زين جهان پاك است * گوهر پاك خواجه لو لاك است گوهرى و صدف بيازده در * مادرى و پسر ز يازده حر